ویترین سالِ نو (1)

 

 

از هر چه بگذریم

حتماً گریه لای چادرش پنهان کرده

باور نمی‌کنید

بروید توی شیشه نگاهش کنید

نترسید

فحش نمی‌دهد

شرط می‌بندم

دارد به قیمت‌های روی شلوار شما می‌خندد

شما هم بخندید

بعد هم کمی از بدی آب و هوا حرف بزنید

دارد قیمت‌ها شکسته می‌شود

چکار کند بیچاره

زندگی خرج دارد

تازه!

اگر خوب شیشه را نگاه کنید

روی چادرش نوشته‌اند:

                               لطفاً دست نزنید!


ویترین سال نو (2)

 

نامش توی کتاب‌ها آمده بود:

شب بود، ماه پشت ابر بود. دارا و سارا در لباس کُردی

پشتِ شیشه، ایستاده نشسته بودند ...

شلوار کُردی‌اش از درد باد کرده بود

و دست‌هایش از بی‌کاری درازتر

از کنار کتاب فروشی‌ها گذشت:

چاپ جدید «بینوایان» رسید

اشتباه کرده بود

باد اما انگار بوی «کباب ترکی» از کوه‌های «آلپ» می‌آورد

و آنسوتر

نئون نام‌های لذیذی را زمزمه می‌کرد: Pizza      Pizza

می‌خواست سیر نگاهش کند

کلمه‌ها اما به پت پت افتادند

و شیشه شکست ...

 

**

 

نامش از کتاب‌ها گریخته بود

شب بود، ماه نبود

دارا تنها توی ویترین

روی شیشه شکسته‌ها

نشسته ایستاده بود!