علی اگر/ که باباچاهی!

فریاد شیری

«با این که حق به جانب رؤیای توست

در این میان اگر تو ضرر می‌کنی

تقصیر هیچ شاخه گلی نیست»                   (نم نم بارانم)

علی باباچاهی از جمله شاعرانی است که در یکی دو دهه‌ی اخیر، در کنار ارائه آثار شعری، راهکارهایی نیز برای تغییر وضعیتِ بحرانی شعر پیشنهاد داده است. باباچاهی با تقسیم بندی شعر فارسی به چهار قرائتِ پیش نیمایی، نیمایی، غیر نیمایی و پسا نیمایی، وضعیت شعر امروز را «وضعیتی دیگر» فرض می‌کند و مؤلفه‌هایی را برای شعر پسا نیمایی تعریف می‌کند که «به وجوهی از نگرش پست مدرنیستی متمایل است که با واقعیت‌های معرفتی موجود جامعه‌ی ما انطباق دارد.[1]» از آنجا که باباچاهی در مؤخره‌ی تمام کتاب‌های شعرش به طور مفصل به بررسی شعر خود پرداخته و مؤلفه‌های آن را برای مخاطبان شعر شرح داده است، ناچاریم از زاویه‌ای دیگر شعر او را مورد بررسی قرار دهیم و از تکرار هر آنچه پیش از این دیگران و خود او در مورد شعرش گفته و نوشته‌اند بپرهیزیم!



[1]ـ مصاحبه‌ی باباچاهی با روزنامه‌ی ایران، بهمن 1379.